| شب معراج و نشانه هاى ظهور نور |
|
در حديث مباركى كه ابن عباس از زبان پرنور آورنده اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله نقل كرده به نشانه هايى در رابطه با قيام جهانى حضرت صاحب الامر عليه السّلام تصريح شده است كه به نظر خوانندگان عزيز مى رسد:
پی نوشتها: 1- اثباة الهداه ، ج 7 / ص 390 و 391 منبع: کتاب نشانه هاى ظهور او |
بازشدجمعه ولی یک خبرازیارنیامد
بهرما منتظران مونس وغمخوا نیامد
دردمندان برهش ندبه کنان بنشسته
داروی درد دل هر بیمار نیامد
|
امام مهدي دركلام خداوند تبارك وتعالي |
|
|
|
|
|
|
|
آدرس حديث: امام زمان مهدي موعود امام عصر وليعصر صاحب الزمان امام دوازدهم منتظر انتظار جمكران نيمه شعبان امام امام زمان مهدي موعود امام عصر وليعصر صاحب الزمان امام دوازدهم منتظر انتظار جمكران نيمه شعبان امام امام زمان مهدي موعود امام عصر وليعصر صاحب الزمان امام دوازدهم منتظر انتظار جمكران نيمه شعبان امام |
|
در كتاب شریف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(علیه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سید هاشم بحرانى و با بهره گیرى از دهها جلد كتب تفسیر و حدیث، تألیف گردیده، مجموعاً (132) آیه از آیات كریمه قرآن ذكر شده كه در ذیل هر كدام یك یا چند روایت در تبیین كیفیت ارتباط آیه با آن حضرت(علیه السلام)، نقل شده است.

ادامه مطلب
ادامه مطلب را بخوانید.
به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمد
به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا آمد
خدا داد آنچه را وعده، بشد در ماه ذیقعده
که آمد بهترین بنده، رضا آمد ، رضا آمد
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی حجتک علی من فوق الارض
***
سلام به دوستان و همراهان عزیز
به دلیل ابنکه این ایام ولادت آقا علی ابن موسی الرضا ع در خدمتتون نیستم، پیشاپیش :
ميلاد شمس الشموس، خسرو اقليم طوس، شاه انيس
النفوس، برشما دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت مبارک باد
انشالله اگه خدا بخواد در این ایام زیبا حرم آقا خواهم بود
دعاگوی همتون هستم
التماس دعا
دعا برای ظهور آقا یادتوت نره
اللهم عجل لولیک الفرج
***
دوباره بال پروازم درآمد
دوباره عشق سویم با سر آمد
گشتم کبوتر تا دیار خانه زادی
تنها همین کار از دل عاشق برآمد
قصد زیارت کردم و اوجی گرفتم
روحی مرا در چار چوب پیکر آمد
دور حرم چرخی زدم دیدم برای
جارو کشیدن جبرئیل شهپر آمد
بستم دخیلم را به یک جسم مشبک
گویا صدایی از دل آهن بر آمد
خوش آمدی ای زائر شوریده حالم
دلتنگ تو بودم در آفاق خیالم



بزن بال و پر در هواي رضا
بر آن گنبد پر جلاي رضا
ز گلدسته ها بانك يا رب شنو
به حق مي رسي با دعاي رضا


هزاري كنار حرم بي قرار
به رضوان رود با نداي رضا
به جز قلب صادق چه كس بشنود
غزل گريه بي صداي رضا


به بستان وحدت نشينم شبي
ز جان نغمه خوانم براي رضا
ز خاطر مبر داغ آلاله را
به ياد غم جانگزاي رضا


به دارالشفا سر نهم با اميد
منم عاشق و مبتلاي رضا
فلك داند اين ماجراي عظيم
خراسان بود كربلاي رضا


بود كعبه ام باغ آيينه اش
چو محرم شوم در سراي رضا
من از قلب منظومه ها آمدم
كه هو هو كنم در هواي رضا


اگر همچو زهره بسوزي زعشق
شوي زائر با صفاي رضا
قلم بشكند، وازه اي نشكفد
نرويد غزل جز رضاي رضا
بسم رب الشهدا و الصدیقین
من ماندم و گوشه ی دلی تنگ
با دفتر خاطراتی از جنگ
ای جنگ!چه شد که قهر کردی؟
در کام امام زهــر کردی؟

ای مرز میان مرد و نامرد
گر مرد رهـــی دوباره برگرد
آنان که به غرب می شتابند
خائن به امـــــام و انقلابند
ای آن که به غرب می گریزی؟
با غرب چگونه می ستیزی؟
ای بی خیر از سیاست و دین
بس کن سر جای خویش بنشین
ای تیروکمان به دست گرفته
مــــــــولای مرا هدف گرفته
ای خون به دل امـــــــــــام کرده
در نفی ولــــــــــی قیام کرده

ای عمر گران به باد داده
دل در کف قوم عاد داده
آیا خبر از معــــــــــــــــاد داری؟.....
شاعر بسیجی و ابوذر علی زمانمان
استاد محمدرضا آقاسی(ره)
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و احشرنا معهم و جعلنا من شیعتهم و اهلک اعدائهم اجمعین
سيماي خدا در عرفان نظري
صدرالمتألهين به تبع عرفاي شامخين- نه عارف نمايان وجهله صوفيه كه غرق در كفرند- فراتر از وحدت تشكيكي وجود، قائل به وحدت شخصي وجود نيز شده است و وحدت شخصي وجود يعني اينكه حقيقت، وجود يگانه، بوده از داشتن مراتب نيز مبراست؛ و آنچه از كثرات در عالم، مشاهده مي شود همگي مظاهر وجودند نه مراتب آن. در اين نگاه- براي تقريب به ذهن- اگر وجود را به آب تشبيه كنيم موجودات عالم مثل موج و قطره و دريا و آبشار و فواره و حباب و يخ و برف و ابر و رودخانه و ... هستند. موج و قطره و دريا و حباب و ... آب نيستند بكله قالبهايي هستند كه آب در آن قالبها ديده مي شود، موج و قطره و حباب و آبشار و ... غير هم بوده و عين هم نيستند ولي حقيقت و كنه ذات همه آنها آب است ودر واقع آب است كه به اين صورتها ظهور كرده است لذا خود آب را با حس نمي توان مشاهده كرد؛ آنچه با حسّ مشاهده مي شود مظاهر آب است. به عقيده عرفا حقيقت وجود نيز در همه موجودات ساري و جاري است ولي آنچه با حس و وهم و خيال و عقل و قلب مشاهده مي شود همگي ظهورات و مظاهر وجوداند و نه خود آن. عرفا چنين وجودي را وجود منسبط، نَفَس رحماني، حقيقت محمديْه، حق مخلوق، نور ساري، روح وجود و صادر اول مي گويند- اين حقيقت به اعتبارات مختلف بيش از صد اسم دارد- اين حقيقت، اولين تعيّن ذات باري تعالي و اسم اعظم اوست لذا آن را ذات متعيّن نيز مي گويند. -سخن در باب اين حقيقت فراوان و از حد اين مقاله خارج است- نهايت درجه فهم انسان از خدا، فهم، اين حقيقت واجبي و اين ذات متعيّن است و فراتر از آن ذات لامتعين خداست كه از اسم و رسم مبرّاست و پرنده فكر هيچ حكيمي و تير شهود هيچ عارفي و دست ادراك هيچ پيامبري به آن نمي رسد. لذا كنه ذات نه معروف كسي است و نه معبود كسي؛ اوج معراج نبوي تا مقام احديت ذات است و فراتر از آن مقام حيرت محض و اعتراف به عجز مطلق است لذا سطان معرفت حضرت انسان كامل و مظهر تامّ اسماء و متحد با وجود ساري حضرت محمد و احمد و محمود- كه عين سلام است و سلام از اوست بر ما- فرمود: «ما عرفناك حق معرفتك و ما عبدناك حق عبادتك» يعني آنچنان كه بايد تو را نشناختم و آنچنان كه بايد تو را بندگي نكردم و اگر حق را رفع دهي چنين ترجمه مي شود كه: «آنچه من از تو شناختم نهايت درجه معرفت توست و آن گونه كه من تو را بندگي كردم، نهايت درجه بندگي توست». يعني بالاتر آنچه ختم المرسلين ادراك كرده محال است ادراك شود.
بنابراين در نگاه عارف كنه ذات از منطقه ادراك عقلي و قلبي خارج است و آنچه از خدا ادراك مي كنيم اولين تعين او و اشرف اسماء اوست كه حضرت وجود و حضرت نور است كه در تمام موجودات ساري و جاري است و موجودات ملك و ملكوت مظاهر و تجليات اويند. «الله نور السموات و الارض» و نور خود عين ظهور است و اشياء در پرتو ظاهر مي شوند.
سيماي خدا در نگاه اهل بيت(ع)
قانون كلي حاكم بر سخنان اهل بيت(ع) اين است كه: «انا معاشر الانبياء امرنا ان نكلم الناس علي قدر عقولم»(كافي، ج1، ص23) ما گروه پيامبران مأمور شده ايم كه با مردم به اندازه عقلشان سخن بگوييم بر اين اساس اهل بيت(ع) خدا را براي هر كسي به اندازه فهم او معرفي نموده اند. لذا خدا در نگاه اهل بيت(ع) گاه در سطح متقدمين از متكلمين و به عنوان محدث و ناظم معرفي شده است و گاه در حد فهم فليسوف مشائي به عنوان مسبب الاسباب و واجب الوجود شناسانده شده است و گاه در حد حكمت متعاله، خدا را قويترين مرتبه وجود گفته اند و گاه در افقي بالاتر نگاه عارف را تأييد نموده اند و از همين روست كه همه اين موحدين براي اثبات ديدگاه خود به كلمات اهل بيت(ع) تمسك مي جويند و چه بسا با استناد به روايات مؤيد نظر خودشان گاه خيال مي كنند كه گروه هاي ديگر در اشتباهند و از مرز اسلام بيرون رفته اند و در اين ميان عرفاي شامخين بيشتر از هر گروه ديگر مورد هجمه واقع شده و متهم به كفر شده اند؛ به خصوص كه عقائد آنها با عقائد عارف نمايان و جهله صوفيه اشتباه گرفته مي شود. لذا اينجا جاي آن است كه به پاره اي از آيات و روايات مؤيد توحيد عرفاني نيز اشاره كنيم.
خداوند متعال فرمود: «هو معكم اين ما كنتم؛ او با شماست هر كجا كه باشيد»(حديد/4) و فرمود: «الله نورالسموات و الارض مثل نوره كمشكاه فيها مصباح ...؛ خداوند نور آسمانها و زمين است مثل نور خداوند همانند چراغداني است كه در آن چراغي باشد، آن چراغ در حبابي قرار گيرد، حبابي شفاف و درخشنده همچون يك ستاره فروزان ... .»(نور/35)
اميرالموحدين علي(ع) فرمودند: «او در اشياء است اما نه به گونه اي كه با آنها آميخته باشد و خارج از آنهاست اما نه به گونه اي كه جدا از آنها باشد؛ داخل در اشياء است اما نه مثل داخل بودن چيزي در چيزي و خارج از اشياء است اما نه مثل خارج بودن چيزي از چيزي»(توحيد صدوق، ص306) و فرمود: «تو منزهي از هر نقصي همه چيز را پر كرده اي و از همه چيز جدايي؛ پس چيزي فاقد تو نيست و تو هر چه بخواهي انجام مي دهي. بزرگي اي كسي كه هر چه به فهم آيد آفريده توست و هر چه محدود است آفريده توست.»(اثبات الوصيه، ص107)
((مقام رضا))
یه روز حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد : من دلم میخواد یکی از اون بندگان خوبت رو ببینم .
خطاب اومد : برو تو صحرا . اونجا مردی هست داره کشاورزی میکنه . او از خوبان درگاه ماست .
حضرت اومد دید یه مردی هست داره بیل میزنه و کار میکنه . حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای
رسیده که خداوند میفرماید از خوبان ماست . از جبرئیل پرسید . جبرئیل عرض کرد : الان خداوند بلائی
بر او نازل میکند ببین او چی کار میکنه . بلیه ای نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش رو
از دست داد . فورا نشست . بیلش رو هم گذاشت جلوی روش . گفت : مولای من تا تو مرا بینا
می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم . حال که تو مرا کور می پسندی من کوری
را بیش از بینایی دوست دارم . حضرت دید این مرد به مقام رضا رسیده . رو کرد به آن مرد و فرمود :
ای مرد من پیغمبرم و مستجاب الدعوه . میخوای دعا کنم خدا چشاتو بهت برگردونه . گفت : نه .
حضرت فرمود : چرا ؟ گفت :
آنچه مولای من برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم تا آنچه را که خودم برای خودم بخواهم.
شناخت كوتاه از حضرت مهدي(ع)
نام: محمّد.
پدر: امام حسن عسكرى(ع).
مادر: نرجس
القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى.
شكل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست .
زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر.
زادگاه: شهر سامراء.
غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.
نمايندگان: چهار نفر از شخصيّت هاى شيعه به نامهاى:
1 ــ ابو عمرو ، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى ، وكيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام.
2 ــ فرزند او ، ابو جعفر ، محمد بن عثمان بن سعيد ، در گذشته 304.
3 ــ أبوالقاسم ، حسين بن روح بن ابى بحر نوبختى ، در گذشته 326.
4 ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى ، در گذشته 329.
محل اقامت نامبردگان بغداد ، و كليّه امور شيعيان و خواسته ها و نامه هاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل مى شد; و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است.
غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.
نمـايندگان و وظـيفه مردم در دوران غيبت كبرى: كسيكه فقيه خويشتن دار ، مخالف هواى نفس ، و فرمانبر امر خداوند باشد ، او نماينده امام زمان است; و بر ديگران لازم است از او پيروى كنند; زيرا اينگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّت اند ، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد.
هنگام ظهور: آنگاه كه منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از كسى جز او سخن نگويند.
محل ظهور: مكّه معظّمه.
محل بيعت ( تعهّد مردم در پيروى از امام ): مسجدالحرام ، ميان ركن و مقام.
نشانى: فرشته اى از بالاى سر او فرياد مى زند: اين مهدى است ، او را پيروى كنيد.
يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.
ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.
روش حكومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امام اميرمؤمنان(ع).
شعاع و دامنه حكومت: سراسر جهان را فرا گيرد; و زمين را از عدل و داد پر كند در حالى كه از جور و ستم پر شده باشد.
مركز حكومت: مسجد كوفه ، ــ مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع) ــ .
چگونگى پيروزى بر دشمنان: همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اكـرم بركافران و مشركـان ، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزار نفرى از فرشتگان يا سه هزار نفرى كه از آسمان فرود آمدند يا پنج هزار نفرى كه داراى نشان مخصوص بودند مدد داد; و نيز در جبهه هاى جنگ ياريش كند ، آنچنان كه مؤمنان را در حال شكست در بدر و ديگر جبهه هاى فراوان و روز تاريخى حنين يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب ، رعب و وحشت در دل كفار و مشركان فرو ريخت.
مدت زمامدارى: روايات كه ـ اكثراً مربوط به اهل تسنّن است ـ در اين باره باختلاف سخن گفته ، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است.
وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.
بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها . از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد
هرکی فکر میکنه عشق مولا توی دلشه، حداقل شعر رو بخونه!!!
:::...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...:::
..:: بسم رب المهدی ::..
..:: بسم رب المنتظرین ::..
وبه نام اوکه همدم دلهای تنگ وصاحب خانه دلهای شکسته است...
:::...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...:::
سلام پروزدگار زیبائیها و سلام مولای مهربانیها و همدم دلتنگی های من... دیگه از این به بعد فقط میخوام به شما دو عزیز سلام بدم و به عاشقای واقعیتون.
اول از هر چیزی شهادت امام جعفر صادق(ع) رو به محضر شریف و مقدس مادر پهلو شکسته شون و مولای غریب و غائب از نظرمون و همه شما عاشقان و دلباختگان واقعی راه ولایت، تسلیت عرض میکنم.
به همه اونائی هم که با دل آدما راحت بازی میکنن، خدا قوت میگم !!!
به همه کسائی هم که توی این مدت قدم رو چشای همیشه منتظرم گذاشتن و منو تا الآن فراموش نکردن هم سلام میکنم و از ته دل میگم که همیشه دعاتون میکنم.
از یه چند نفر انتظار خاصی داشتم که برای برگشتنم منو بیشتر از اینا راهنمائی کنن و تنهام نذارن که ... !؟!؟!؟ (ول کنین)
:::...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...:::
یــا علـــی گفتیـــم و عشـــق آغـــاز شــد.....رنگ و بــوی عشـــق بــازی ســاز شد
دل که گشت عـــاشق بـه روی آن نگـــار.....عشق او هم با دل بشکسته ام دمساز شد
..::منتظر::..
بعداز مدتها با یه شعر که نمیدونم چطور از زبون حقیر و بی مایه من سروده شده در خدمت شما هستم!
:::...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...:::
ای خاک رهت تاج سرم یوسف زهرا ... برکَن ز رُخت پرده غیبت گل زهرا
عمریست جدا از تو و از کوی تو ماندیم ... خود کُن دل ما راهیه کویت گل زهرا
هر روز پریشانی و حسرت بنشیند ... بر لوح دل از دوری رویت گل زهرا
یکدم چه شود بگذری از کوی غریبان ... تا بسته شود دفتر غربت گل زهرا
در وادی عشقت دل ما سَهل رُبودی ... گشتیم همه مست سبویت گل زهرا
مولا نظری کن دل شیدا و غمین را ... لبریز کن از حس وجودت گل زهرا
ترسم که کفافم ندهد عمر و بمیرم ... مانَد به دلم حسرت رویت گل زهرا
این دل به خدا عاشق و شیدای تو گشته ... حیران شده اندر خم کویت گل زهرا
شادم که دگر دل من جز تو کسی نیست ... شادم که شدم مست زبویت گل زهرا
در حلقه خوبان تو جائی که ندارم! ... شادم که شوم خاک قدومت گل زهرا
وای از من و وای از دل و از درد فراقت ... آری که چه تلخ است فراقت گل زهرا
عمریست همه در طلب لحظه وصلیم ... نوریست به دل، شوق وصالت گل زهرا
نه تاب و توانی به دلم مانده نه جانی ... روشن دل ما کن به حضورت گل زهرا
بازم دل این..::منتظرت::..گشته هوائی ... جائیست دلم بهر قدومت گل زهرا

..:: اللّــــــــهم عجّــــــــل لولیــــــــک الفــــــــرج ::..


.jpg)

















